پي آسايش و راحت نيام من مست و شيدايم گرفتم جان خود در دست، تقديم تو بنمايم
اگر من زندهام بهر تماشاي جمال توست كه چيزي را نميبينم بجز تو يار زيبايم
مگو تنها شدي، زينب نمرده دلبر زينب به گيسوي پريشانم گره از كار بگشايم
اگر اذنم دهي پهلوي خود بر تو سپر سازم كه من از نسل زخم سينة پر خون زهرايم
دلم خواهد كه نام من شود امّ الشهيد اي دوست بده رخصت دو طفلم را بقربان تو بنمايم
مخور غصه اگر طفلان من خونين بدن گردند كه يك لحظه به ديدار عزيزانم نميآيم
دلم خواهد كه حتي روي ني دنبال تو باشند كه زيباتر شود بر نيزهها گلهاي زيبايم
ما حسيني مذهبيم گل باغ
زينبيم
آه با دل خون در ره
جانان تشنه شويم عازم ميدان
در طلب ياري قرآن واي حسين
واي حسينجان
با فرياد زهرا ميكُشيم خيل
اعداء
آه اي پسر حيدر كرار
در صف عشقيم فداكار
در ره آمادة ايثار واي حسين
واي حسينجان
گر شويم به خون غلطان مادر
ميا به ميدان
آه بعد چنين ماتم
عظمي صبر كن اي مادر تنها
تا كه شود يار تو زهرا واي
حسين واي حسينجان